تبلیغات
هنر
دوشنبه 9 بهمن 1391

مشخصات کاربر

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

نام : سعید
شماره تماس : 09196309562
تخصص  :  آموزش نقاشی وخطاطی تدریس

(مکاتبه ای وخصوصی)



دوشنبه 8 اسفند 1390

کمی بخندید

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

رفتم داروخونه…میگم باند دارین؟میگه واسه زخم؟

پـَـَـ نــه پـَـَـ بانده فرودگاه حیاط خونمون خراب شده…بابام همینجور داره با هواپیماش دوره خونه میچرخه.

 


ادامه مطلب

دوشنبه 8 اسفند 1390

دانستنیهای علمی

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

آیا می دانید سس مایونز به دلیل ترکیب خاصی که دارد در کنفرانسھای علمی به عنوان سم کبد معرفی می شود.

آیا می دانید ساندیسھا, نوشابه ھا, بیسکویتھا, کیکھا و... با قندھای مصنوعی چون ساخارین که ١٠٠٠ برابر شیرین تر از قند معمولی است ساخته می شود که دشمن کبد و کلیه می باشد.


ادامه مطلب

جمعه 11 شهریور 1390

ایمان

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

ایمان 

مرد جوانی که مربی شنا و دارنده ی چندین مدال المپیک بود٬ به خدا اعتقادی نداشت. او چیزهایی را که درباره خداوند میشنید مسخره میکرد.شبی مرد جوان به استخر سر پوشیده آموزشگاهی رفت. چراغ خاموش بود ولی ماه روشن بود و همین برای شنا کافی بود.مرد جوان به بالاترین نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شیرجه برود.ناگهان٬ سایه بدنش را همچون صلیبی روی دیوار مشاهده کرد. احساس عجیبی تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائین آمد و به سمت کلید برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر برای تعمیر خالی شده بود


جمعه 11 شهریور 1390

جک

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

آســــــــــــــــــــایشگاه !!

تو رو خدا بخندینااا

 

 

جک و جرج هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند

 جرج  ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت.

جک  فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به جرج رساند و او را از آب بیرون کشید.

وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه جک  آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند.

جک را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پریدن در استخر و نجات دادن جان یک بیمار دیگر، قابلیت عقلانى خود را براى واکنش نشان دادن به بحرانها نشان دادى و من به این نتیجه رسیدم که این عمل تو نشانه وجود اراده و تصمیم در توست.

 و اما خبر بد این که بیمارى که تو از غرق شدن نجاتش دادى بلافاصله بعد از این که از استخر بیرون آمد

 خود را با کمر بند حولة حمامش دار زده است و متاسفانه وقتى که ما خبر شدیم او مرده بود.

جک  که به دقت به صحبتهاى دکتر گوش مى کرد گفت: او خودش را دار نزد. من آویزونش کردم تا خشک بشه...


.

 


آرژانتین: سرزمین نقره

آفریقای جنوبی: سرزمین بدون سرما

آلبانی: سرزمین کوه نشینان

ایران:‌قوم آریایی ها

اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان

اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی

استرالیا: سرزمین جنوبی

ایسلند: سرزمین یخ

بحرین: دو دریا

برزیل: چوب قرمز

بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان

بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار

پاراگوئه: این سوی رودخانه

ترکیه: سرزمین قوی ها

جامائیکا: سرزمین بهاران

دانمارک: مرز قوم دان

روسیه: کشور روشن ها، سپید

سریلانکا: جزیره باشکوه

سوئد: سرزمین قوم "سوی"

سوئیس: سرزمین مردا

سودان: سیاهان

سوریه: سرزمین آشور

سیرالئون: کوه شیر

شیلی: پایان خشکی / برف

فرانسه: سرزمین قوم فرانک از اقوام سلتی

فلسطین: یکی از اسامی قدیم رود اردن

فیلیپین: از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ

کانادا: دهکده زبان سرخپوستی "ایروکوئی"

کنیا: کوه سپیدی

لبنان: سفید


شنبه 1 مرداد 1390

نه راز محشر و پند عبرت آموز جالب....

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

نه راز محشر و پند عبرت آموز جالب....

درس اول :
یه روز مسوول فروش ، منشی دفتر ، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف قدم می زدند…
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه…
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم…
منشی می پره جلو و میگه: اول من ، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم ، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم !
پوووف! منشی ناپدید میشه .......
! بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من ، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم ، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی ! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه…
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه…
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!
نتیجه : اخلاقی اینکه همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !


درس دوم :
یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش…
راهبه سوار میشه و راه میفتن…
چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه…
راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… !
کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه...
چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده…!
راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!
کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه…
بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته: به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن… کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!
نتیجه اخلاقی اینکه اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!!!

درس سوم :
بلافاصله بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد
همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد
زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه…
همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود
تا رابرت زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین!
بعد از چند لحظه ، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره…!
زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت
پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود…
پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود گفت؟!!
نتیجه اخلاقی: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسی دارید که به اعتبار و آبرو مربوط میشه ، همیشه باید در وضعیتی باشید که بتونید از اتفاقات قابل اجتناب جلوگیری کنید !!!

 

درس چهارم :
من خیلی خوشحال بودم !
من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بودیم والدینم خیلی کمکم کردند دوستانم خیلی تشویقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده ای بود…
فقط یه چیز من رو یه کم نگران می کرد و اون هم خواهر نامزدم بود…!
اون دختر باحال ، زیبا و جذابی بود که گاهی اوقات بی پروا با من شوخی های ناجوری می کرد و باعث می شد که من احساس راحتی نداشته باشم…
یه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون برای انتخاب مدعوین عروسی !
سوار ماشینم شدم و وقتی رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت :
اگه همین الان ۵۰۰ دلار به من بدی بعدش حاضرم با تو …………….!
من شوکه شده بودم و نمی تونستم حرف بزنم…
اون گفت: من میرم توی اتاق خواب و اگه تو مایل به این کار هستی بیا پیشم…
وقتی که داشت از پله ها بالا می رفت من بهش خیره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقیقه ایستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم…!
یهو با چهره نامزدم و چشمهای اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم!!!
پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت: تو از امتحان ما موفق بیرون اومدی…!
ما خیلی خوشحالیم که چنین دامادی داریم و هیچکس بهتر از تو نمی تونستیم برای دخترمون پیدا کنیم به خانوادهء ما خوش اومدی !!!
نتیجه اخلاقی: همیشه کیف پولتون رو توی داشبورد ماشینتون بذارید !!!

 

درس پنجم :
یه شب خانم خونه به خونه بر نمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه!
صبح بر میگرده خونه و به شوهرش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مونث) بمونه.....
شوهر بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای زنش زنگ میزنه ولی هیچکدومشون حرف خانم خونه رو تایید نمیکنن!
یه شب آقای خونه تا صبح برنمیگرده خونه. صبح وقتی میاد به زنش میگه که دیشب مجبور شده خونه یکی از دوستهای صمیمیش (مذکر) بمونه...
خانم خونه بر میداره به ۲۰ تا از صمیمی ترین دوستهای شوهرش زنگ میزنه : ۱۵ تاشون تایید میکنن که آقا تمام شب رو خونهء اونا مونده! ۵ تای دیگه حتی میگن که آقا هنوزم خونه اونا پیش اوناست !!!
نتیجه اخلاقی: یادتون باشه که مردها دوستهای بهتری هستند !

درس ششم :
چهار تا دوست که ۳۰ سال بود همدیگه رو ندیده بودند توی یه مهمونی همدیگه رو می بینن و شروع می کنن در مورد زندگی هاشون برای همدیگه تعریف کنن....
بعد از مدتی یکی از اونا بلند میشه میره دستشویی. سه تای دیگه صحبت رو می کشونن به تعریف از فرزندانشون :
اولی: پسر من باعث افتخار و خوشحالی منه. اون توی یه کار عالی وارد شد و خیلی سریع پیشرفت کرد.
پسرم درس اقتصاد خوند و توی یه شرکت بزرگ استخدام شد و پله های ترقی رو سریع بالا رفت و حالا شده معاون رئیس و اونقدر پولدار شده که حتی برای تولد بهترین دوستش یه مرسدس بنز بهش هدیه داد !
دومی: جالبه. پسر من هم مایه افتخار و سرفرازی منه. توی یه شرکت هواپیمایی مشغول به کار شد و بعد دوره خلبانی گذروند و سهامدار شرکت شد و الان اکثر سهام اون شرکت رو تصاحب کرده... پسرم اونقدر پولدار شد که برای تولد صمیمیترین دوستش یه هواپیمای خصوصی بهش هدیه داد !!!
سومی: خیلی خوبه. پسر من هم باعث افتخار من شده ...
اون توی بهترین دانشگاههای جهان درس خوند و یه مهندس فوق العاده شد. الان یه شرکت ساختمانی بزرگ برای خودش تاسیس کرده و میلیونر شده.. پسرم اونقدر وضعش خوبه که برای تولد بهترین دوستش یه ویلای ۳۰۰۰ متری بهش هدیه داد!
هر سه تا دوست داشتند به همدیگه تبریک می گفتند که دوست چهارم برگشت سر میز و پرسید این تبریکات به خاطر چیه؟!
سه تای دیگه گفتند: ما در مورد پسرهامون که باعث غرور و سربلندی ما شدن صحبت کردیم راستی تو در مورد فرزندت چی داری تعریف کنی؟!
چهارمی گفت: دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توی یه کلوپ مخصوص کار میکنه!
سه تای دیگه گفتند: اوه مایه خجالته چه افتضاحی !!!
دوست چهارم گفت: نه! من ازش ناراضی نیستم. اون دختر منه و من دوستش دارم.... در ضمن زندگی بدی هم نداره.
اتفاقا همین دو هفته پیش به مناسبت تولدش از سه تا از صمیمی ترین دوست پسراش یه مرسدس بنز و یه هواپیمای خصوصی و یه ویلای ۳۰۰۰ متری هدیه گرفت !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت به چیزی که کاملا در موردش مطمئن نیستی افتخار نکن !!!

 

درس هفتم :
توی اتاق رختکن کلوپ گلف ، وقتی همه آقایون جمع بودند یهو یه موبایل روی یه نیمکت شروع میکنه به زنگ زدن.
مردی که نزدیک موبایل نشسته بود دکمه اسپیکر موبایل رو فشار میده و شروع می کنه به صحبت.
بقیه آقایون هم مشغول گوش کردن به این مکالمه میشن ...
مرد: الو؟
صدای زن اونطرف خط: الو سلام عزیزم. تو هنوز توی کلوپ هستی؟
مرد: آره !
زن: من توی فروشگاه بزرگ هستم
اینجا یه کت چرمی خوشگل دیدم که فقط ۱۰۰۰ دلاره! اشکالی نداره اگه بخرمش؟
مرد : نه. اگه اونقدر دوستش داری اشکالی نداره!
زن: من یه سری هم به نمایشگاه مرسدس بنز زدم و مدلهای جدید ۲۰۰۶ رو دیدم... یکیشون خیلی قشنگ بود قیمتش ۲۶۰۰۰۰ دلار بود !
مرد: باشه. ولی با این قیمت سعی کن ماشین رو با تمام امکانات جانبی بخری !
زن: عالیه. اوه یه چیز دیگه اون خونه ای رو که قبلا میخواستیم بخریم دوباره توی بنگاه گذاشتن برای فروش. میگن ۹۵۰۰۰۰ دلاره
مرد: خب… برو تا فروخته نشده پولشو بده. ولی سعی کن ۹۰۰۰۰۰ دلار بیشتر ندی !!!
زن: خیلی خوبه. بعدا می بینمت عزیزم.. خداحافظ
مرد: خداحافظ
بعدش مرد یه نگاهی به آقایونی که با حسرت نگاهش میکردن میندازه و میگه: کسی نمیدونه که این موبایل مال کیه ؟!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت موبایلتونو جایی جا نذارین !!!

 

درس هشتم :
یه زوج ۶۰ ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودند بیرون که یه جشن کوچیک دو نفره بگیرن.
وقتی توی پارک زیر یه درخت نشسته بودند یهو یه فرشته کوچیک خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت: چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو برآورده میکنم!
زن از خوشحالی پرید بالا و گفت:
! چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! دو تا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دستهای زن ظاهر شد !
حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه .
مرد چند لحظه فکر کرد و گفت:
… این خیلی رمانتیکه ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار توی زندگی آدم پیش میاد
! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که ۳۰ سال از من کوچیکتر باشه
زن و فرشته جا خوردند و خیلی دلخور شدند. ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه.
فرشته چوب جادوییش رو تکون داد و پوف! مرد ۹۰ سالش شد !!!
نتیجه اخلاقی: مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند ، ولی فرشته ها زن هستند !!!

 

درس نهم :
یه مرد ۸۰ ساله میره برای چک آپ. دکتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:
هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج کردم و حالا باردار شده و کم کم داره موقع زایمانش میرسه
نظرت چیه دکتر؟!
دکتر چند لحظه فکر میکنه و میگه: خب بذار یه داستان برات تعریف کنم. من یه نفر رو می شناسم که شکارچی ماهریه.
اون هیچوقت تابستونا رو برای شکار کردن از دست نمیده.. یه روز که می خواسته بره شکار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل!
همینطور که میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش شکارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ کشته میشه و میفته روی زمین!!!
پیرمرد با حیرت میگه: این امکان نداره! حتما یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
دکتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا منظور منم همین بود !!!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت در مورد چیزی که مطمئن نیستی نتیجه کار خودته ادعا نداشته نباش


این رزیدنت داروسازی تصریح کرد: استامینوفن به عنوان یکی از داروهای شایع که از دز بالا می تواند سمیت کبدی ایجاد نماید و به دلیل در دسترس بودن احتیاج به ملاحظات ویژه ای دارد.

وی گفت: نکته تاسف آور در مسمومیت با استامینوفن این است که در 24 ساعت اول بیمار علایم آزمایشگاهی و بالینی خاص سمیت کبدی را بروز نداده و حداکثر علایم غیراختصاصی مانند تهوع را ذکر می کند که در تشخیص چندان کمک کنده نمی باشد.

دكتر ارفع بیان داشت: سمیت کبدی اصلی بیمار بعد از حدود 48 ساعت رخ می دهد و گاهی این سمیت کبدی می تواند آن قدر پیشرونده باشد که تنها راه نجات بیمار پیوند کبد باشد.

وی در پایان خاطرنشان کرد: مسمومیت شدید و پیشرونده در استفاده از استامینوفن در صورتی که با اقدامات درمانی مناسب همراه نباشد می تواند طی 3 تا 5 روز مرگ بیمار را در پی داشته باشد.


جمعه 31 تیر 1390

درمان سكسكه چیست ؟

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

شاید حدود 50 راه‌حل، برای درمان سكسكه شامل درمان‌‌های خانگی، دارویی و حتی جراحی ارائه شده است. در ابتدا به درمان‌های خانگی اشاره می‌كنیم...

 

1 نگه داشتن نفس و شمردن به آرامی از 1 تا 10

2 نفس کشیدن داخل یک کیسه کاغذی برای مدتی کوتاه

3 نوشیدن سریع یک لیوان آب سرد

4 خوردن یک قاشق شکر یا عسل یا قرار دادن آن در انتهای زبان

5 بالا کشیدن زانوها به درون سینه

6 بیرون کشیدن ناگهانی و شدید زبان

7 گاز زدن یک تکه لیموترش

8 غرغره آب یخ

9 ماساژ انتهای گلو

10 خوردن یک قاشق سرکه

11 نوشیدن آب به حالت درازکشیده و خوردن از سمت مقابل لیوان

12 قرار دادن انگشت در دهان

13 از کسی بخواهید که شما را بترساند.


درمان‌های دارویی، جراحی و جایگزین سکسکه

سکسکه ادامه پیدا کند، پزشک داروهایی را تجویز می‌کند. «کلرپرومازین» که یک داروی ضدجنون ضداستفراغ است، معمولا اولین داروی انتخابی پزشک است. البته گاهی داروهای دیگری مانند «هالوپوریدول» یا «متوکلوپرامید» نیز برای بیمار تجویز می‌شوند. داروهای شل‌کننده عضلات یا ضددردها نیز گاهی برای درمان سکسکه به کار می‌روند. یکی دیگر از روش‌های درمان، جراحی عصب فرنیک است.

این درمان معمولا به عنوان آخرین راه‌حل در درمان سکسکه‌های مزمن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در بعضی گزارش‌ها از هیپنوتیزم و طب سوزنی نیز به عنوان راه‌حل‌های پیشنهادی طب جایگزین برای درمان سکسکه‌های مقاوم نام برده شده است که البته شواهد معتبری برای تایید این روش‌ها وجود ندارد.


روش‌های جدید درمان سکسکه‌های مقاوم

دکتر برایان پین، جراح اعصاب در دانشگاه لوئیزیانای آمریکا، در درمان‌های جدید سکسکه، موفقیت‌های زیادی داشته است. اسمیت، مرد 53 ساله‌ای که در مقدمه به وی اشاره شد، پس از آنکه انواع درمان‌های خانگی سکسکه را امتحان کرد و جواب نگرفت به متخصصان مختلفی مراجعه کرد اما آنها هیچ مشکل زمینه‌ای در وی پیدا نکردند. مصرف داروهای مختلف هم برای درمان موثر نبود. وی بعد از مدتی به سراغ دکتر پین و همکارانش در دانشگاه لوئیزیانا رفت. آنها دستگاه کوچکی را در قسمت بالایی قفسه سینه وی ایمپلنت کردند.

این وسیله تحریکات الکتریکی مداومی را از طریق عصب واگ به مغز می‌رساند و درنهایت بعد از چند سال، مشکل آقای اسمیت حل شد. سازمان غذا و داروی آمریکا، در سال 1997، استفاده از این دستگاه را برای کنترل حمله‌های صرع در بیماران مبتلا موردتایید قرار داده بود اما هنوز استفاده از آن برای درمان سکسکه‌های مداوم مورد تایید مجامع پزشکی قرار نگرفته است. گزارش این درمان در مجله جراحی اعصاب آمریکا به چاپ رسید و عده زیادی که درگیر سکسکه‌های مزمن بودند سراغ دکتر پین و گروهش آمدند تا با استفاده از همین روش، درمان شوند.


جمعه 31 تیر 1390

7 پیشنهاد

   نوشته شده توسط: سعید عفیفی    

7 پیشنهاد ساده برای حل، 7 مشکل دیوانه‌کننده


سلامت نیوز :اگر (خدایی نکرده!) روزی دست‌تان را بریدید، ابتدا با آب سرد و صابون محل زخم را تمیز کنید، سپس مقداری سرکه روی آن ریخته و کمی فشارش دهید. در عرض چند ثانیه خواهید دید که خونریزی قطع شده

همشهری آشپزی مثبت  نوشته است:ما مدت‌هاست فکر می‌کنیم غذا می‌خوریم که سیر شویم. اما طب قدیم، درمان بسیاری از بیماری‌ها را در مواد غذایی ساده یا تغییر بعضی عادت‌های ساده جست‌وجو می کرد. هنوز هم بعضی مشکلات و ناراحتی‌های جسمی را به راحتی خوردن یک لیوان آب، می‌توان درمان کرد. برای اثبات این ادعا هم به توصیه‌های محققان متوسل می‌شویم که برای درمان فوری بعضی از مشکلات و بیماری‌ها، راه‌حل‌هایی طبیعی ارائه کرده‌اند.

 میگرن دارید؟

تحقیقات نشان داده نوشیدن قهوه اسپرسو می‌تواند به درمان سردردهای میگرنی کمک کند. کسانی که از دردهای میگرنی رنج می‌برند، بین 8 تا 12 ساعت قبل از ظهور کامل میگرن، دچار علائم اولیه این درد می‌شوند که به گفته متخصصان، در این فرصت می‌توانند سناریو را عوض کرده و از بروز بدترین موارد میگرنی پیشگیری کنند. البته اغلب افراد میگرنی، در این بازه 8 تا 12 ساعته، هوس خوراکی‌هایی مثل شکلات می‌کنند و فکر می‌کنند همین خوراکی‌ها باعث آغاز میگرن است.

اما همیشه علائمی در فرد ظاهر می‌شود که خبر از وقوع یک سردرد میگرنی می‌دهد. یک علامت دیگر، توهم چشایی، خمیازه و ادرار بیش از حد است. یکی از راه‌کارهایی که در این میان وجود دارد، افزایش جریان خون در مغز است؛ یک فنجان قهوه غلیظ اسپرسو که با یک لیوان بزرگ آب و 20 دقیقه ورزش ملایم تا شدید دنبال شود، چاره درد است.

 این مقدار مایع باعث افزایش حجم کلی خون شده که کافئین و ورزش هم ضربان قلب را بالا می‌برند و مقدار خون بیشتری را با سرعت بالاتری به مغز می‌رساند. به همین علت است که برای درمان میگرن، معمولا داروهایی تجویز می‌شود که جریان خون را افزایش می‌دهند.
 

خون زخمتان بند نمی‌آید؟

اگر (خدایی نکرده!) روزی دست‌تان را بریدید، ابتدا با آب سرد و صابون محل زخم را تمیز کنید، سپس مقداری سرکه روی آن ریخته و کمی فشارش دهید. در عرض چند ثانیه خواهید دید که خونریزی قطع شده و سرکه که خواص مسکن، ضد باکتریایی و ضد عفونی‌ دارد، از بروز عفونت در محل زخم پیشگیری کرده و روند درمان را تسریع می‌کند.

همچنین برای درمان گزیدگی حشرات، سرکه با تبخیر شدن، رطوبت اطراف محل گزیدگی را از بین برده و نیش حشره را بیرون می‌کشد.

 معده‌تان زیاد گاز تولید می‌کند؟


متخصصان گوارش می‌گویند برخلاف تصور عموم، آروغ زدن به هیچ‌وجه نشانه‌ای از اختلال‌های درونی نیست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد تقریبا تمام ساختار یک آروغ از نیتروژن تشکیل شده است؛ گازی خنثی که تنها از طریق اتمسفر هوا وارد بدن می‌شود؛ نه اینکه به خاطر هضم غذا بروز کند!

افراد زیادی به پزشک مراجعه و پافشاری می‌کنند که آروغ‌هایشان، نتیجه اختلال گوارشی در آنهاست در صورتی‌ که بادگلو زدن، نوعی عادت است که به سبک زندگی افراد مربوط می‌شود: سیگار کشیدن، جویدن آدامس یا غذا خوردن سریع، احتمال آروغ زدن را زیاد می‌کند چراکه با انجام این کارها، هوای بیشتری وارد مجرای گوارشی فرد می‌شود که اکسیژن آن جذب شده و نیتروژن نسبتا خالصی به جا می‌ماند.


اگر موقع غذا خوردن دهان‌تان را زیاد باز نگه ندارید، دیگر هوا را قورت نخواهید داد و در نتیجه آروغ زدن هم متوقف می‌شود.

دندان‌های شما حساس است؟

بنا بر اظهارات دندانپزشکان، بسیاری از مردم، به خاطر ساییدن بیش از حد دندان‌هایشان با برس مسواک، باعث از بین رفتن مینای دندان خود می‌شوند. وقتی مینای دندان از بین می‌رود، عاج دندان بدون هیچ روکش محافظی باقی می‌ماند؛ از آنجایی که عاج دندان دارای حفره‌های کوچکی است که به اعصاب ختم می‌شوند- بدون وجود مینای محافظ، هر خوراکی سرد یا گرمی می‌تواند به این حفره‌ها رسوخ کرده و باعث ایجاد درد شود.

برای درمان دندان‌های حساس، آخرین کاری که باید قبل از خواب شبانه انجام دهید، کشیدن آرام مسواک- با حرکات دورانی کوچک- بر سطح دندان‌هاست. بعد تعدادی گل میخک لای دندان‌ها بگذارید و با دندان له کنید. دیگر دردی احساس نمی‌کنید.

 سوزش معده دارید؟

ظاهرا قدیمی‌ترها وقتی کسی دچار سوزش معده می‌شد- به اصطلاح خودمان «ترش می‌کرد»- به او نوشیدنی‌هایی مثل سودا (آب گازدار) می‌دادند. اما متخصصان تغذیه امروز به این نتیجه رسیده‌اند که دی‌اکسید کربنی که برای گازدار کردن نوشابه‌ها - حتی آب معدنی- اضافه می‌کنند، با آب ترکیب شده و اسید فنیک تولید می‌کند که در نهایت باعث تشدید سوزش معده می‌شود.

نوشابه‌های گازدار هم باعث ایجاد آروغ شده که گلو و مری را نیز اذیت می‌کنند و فرد با عوارض بیشتری دست به گریبان می‌شود. بنابراین اگر به داروخانه دسترسی ندارید، یک لیوان شیر بنوشید. این نوشیدنی کاملا قلیایی بوده و اسید معده را خنثی می‌کند. اما بدن به صورت موقت می‌تواند سوزش معده را تسکین دهد، چراکه معده دوباره از خود واکنش نشان داده و به خاطر «برگشت سوء‌هاضمه» سطح اسید معده را دوباره افزایش می‌دهد. نوشیدن شیر، تنها فرصتی در اختیارتان می‌گذارد تا داروی ضد اسید معده تهیه کنید.

دهان بدبو کلافه‌تان کرده؟

بعد از آنکه دانشمندان راه‌های زیادی را برای از بین بردن بوی بد دهان امتحان کردند، متوجه شدند برگ چای سبز بیشترین تاثیر را بر محو کردن بوی بد دهان دارد که به خاطر تولید «ترکیب فرار گوگرد» ایجاد می‌شود. این ترکیب به وسیله باکتری‌های موجود در مکان‌های بی‌اکسیژن (مکان‌هایی مثل انتهای زبان و شکاف لثه‌ها) تولید می‌شود.

جویدن آدامس نعناعی و ... در واقع فقط باعث افزایش بزاق می‌شود، بدون اینکه هیچ‌گونه عمل ضدباکتریایی در دهان صورت گیرد و همین امر باعث افزایش مقادیر «ترکیب فرار گوگرد» می‌شود. اما چای سبز نه تنها تمام باکتری‌ها را از بین می‌برد، بلکه با داشتن خنثی‌کننده بو به نام «کاتشین»، بوی بد را از بین می‌برد. کافی است قبل از قورت دادن چای، آن را کمی در دهان خود بخیسانید.


رودل کرده‌اید؟

توصیه پزشکان برای درمان سوءهاضمه یا همان درد شکم بعد از خوردن غذا، دراز کشیدن به پهلوی چپ است.  البته قبل از دراز کشیدن نعنا را مثل چای دم کنید و با کمی نبات بخورید.به عقیده متخصصان گوارش، وقتی وعده غذایی که دیروقت خورده شده، دوباره به مجرای گلو باز می‌گردد، بهتر است به پهلوی چپ بخوابید.  رایج‌ترین نوع سوء‌هاضمه، بازگشت اسید معده به مجرای گلو، به خصوص شب‌هاست و از آنجایی که معده در سمت چپ شکم واقع شده، خوابیدن فرد به پهلوی چپ، باعث جمع شدن اسید در همان ناحیه شده و احتمال بازگشتش به گلو کمتر می‌شود.

 یکی دیگر از کارهایی که می‌توان در این موارد انجام داد، استفاده از نیروی جاذبه است! برای این کار، باید سرتان بین هفت تا 10 سانتی‌متر بالاتر از پاهایتان قرار گرفته باشد (مثلا می‌توانید زیر پایه‌های تخت که سرتان در همان سمت قرار می‌گیرد، چند آجر بگذارید تا تخت، به صورت شیب‌دار قرار گیرد.) به این ترتیب، اسید معده در همان بخش پایینی معده قرار می‌گیرد و بالا نمی‌آید. در ضمن مطمئن باشید وقتی دراز بکشید، سراشیبی تخت را به هیچ‌وجه احساس نخواهید کرد.


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7