تبلیغات
هنر - دوزخی كیست

هنرنزدایرانیان است و بس


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:شنبه 26 دی 1388-01:09 ب.ظ

نویسنده :سعید عفیفی

دوزخی كیست

همان گونه که می اندیشی، همان خواهی شد.
حضرت عیسی مسیح
1 - دوزخى كیست؟ 

دوزخى كیست؟
در شهرى كه شبلى مى‏زیست، موافقان و مخالفان بسیارى داشت . برخى او را سخت دوست مى‏داشتند و كسانى نیز بودند كه قصد اخراج او را از شهر داشتند. در میان خیل دوستداران او، نانوایى بود كه شبلى را هرگز ندیده و فقط نامى و حكایت‏هایى از او شنیده بود. روزى شبلى از كنار دكان او مى‏گذشت. گرسنگى، چنان، او را ناتوان كرده بود كه چاره‏اى جز تقاضاى نان ندید. از مرد نانوا خواست كه به او، گرده‏اى نان، وام دهد . نانوا برآشفت و او را ناسزا گفت. شبلى رفت.
در دكان نانوایى، مردى دیگر نشسته بود كه شبلى را مى‏شناخت . رو به نانوا كرد و گفت: (( اگر شبلى را ببینى، چه خواهى كرد؟ )) نانوا گفت: (( او را بسیار اكرام خواهم كرد و هر چه خواهد، بدو خواهم داد.)) دوست نانوا به او گفت: (( آن مرد كه الآن از خود راندى و لقمه‏اى نان را از او دریغ كردى، شبلى بود . )) نانوا، سخت منفعل و شرمنده شد و چنان حسرت خورد كه گویى آتشى در جانش برافروخته‏اند . پریشان و شتابان، در پى شبلى افتاد و عاقبت او را در بیابان یافت . بى‏درنگ، خود را به دست و پاى شبلى انداخت و از او خواست كه بازگردد تا وى طعامى براى او فراهم آورد . شبلى، پاسخى نگفت . نانوا، اصرار كرد و افزود: (( منت بر من بگذار و شبى را در سراى من بگذران تا به شكرانه این توفیق و افتخار كه نصیب من مى‏گردانى، مردم بسیارى را اطعام كنم . )) شبلى پذیرفت.
شب فرا رسید . میهمانى عظیمى برپا شد . صدها نفر از مردم بر سر سفره او نشستند . مرد نانوا صد دینار در آن ضیافت هزینه كرد و همگان را از حضور شبلى در خانه خود خبر داد .
بر سر سفره، اهل دلى روى به شبلى كرد و گفت: (( یا شیخ!نشان دوزخى و بهشتى چیست؟ )) شبلى گفت: ((دوزخى آن است كه یك گرده نان را در راه خدا نمى‏دهد؛ اما براى شبلى كه بنده ناتوان و بیچاره او است، صد دینار خرج مى‏كند!بهشتى، این گونه نباشد . )) - برگرفته از: عطار نیشابورى، الهى نامه (مثنوى )، تصحیح فؤاد روحانى، ص 72 71 . ?
2 - چه كنم با شرم؟

مردى از اهل حبشه نزد رسول خدا صلوات الله علیه و آله آمد وگفت: (( یا رسول الله!گناهان من بسیار است . آیا در توبه به روى من نیز باز است؟ )) پیامبر (ص) فرمود: (( آرى، راه توبه بر همگان، هموار است . تو نیز از آن محروم نیستى . ))
مرد حبشى از نزد پیامبر (ص)رفت . مدتى نگذشت كه بازگشت و گفت:
((یا رسول الله!آن هنگام كه معصیت مى‏كردم، خداوند، مرا مى‏دید؟ ))
پیامبر (ص) فرمود: (( آرى، مى‏دید )) مرد حبشى، آهى سرد از سینه بیرون داد و گفت: (( توبه، جرم گناه را مى‏پوشاند؛ چه كنم با شرم آن؟ )) در دم نعره‏اى زد و جان بداد .


نظرات() 
How long does Achilles tendonitis last for?
شنبه 25 شهریور 1396 07:17 ق.ظ
Hey There. I found your blog using msn. This is a very well written article.
I will be sure to bookmark it and return to read more of your useful info.
Thanks for the post. I'll certainly comeback.
foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:10 ق.ظ
I was wondering if you ever thought of changing the layout
of your site? Its very well written; I love what youve got to say.

But maybe you could a little more in the way of content so people
could connect with it better. Youve got an awful lot of text for
only having 1 or two images. Maybe you could space it out better?
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر